من در نشریه جوانان کمونیست جواب اقای محمود قزوینی را دادم و دیگر قصد تکرار ان را ندارم.اینجا روی سخنم با دوست عزیز کیوان امیری است.ایشان در مطلب تنها به محمود قزوینی توهین نکرد.به هرچه غیر خویش بود انواع و اقسام اتهامات را وارد نمود.حزب کمونیست کارگری و حزب حکمتیست را فرقه های هوچی گر دانست.حزب توده و باقی مانده هایشان(بخوانید صادق نوابی) را جریانی متعفن نام گذاری کرد.چپ رادیکال را جریانی سازشکار با ملی اسلامیها و دوستدار لیبرالها خواند.حرفهای اقای قزوینی را توهین های معروف حکمتیستی لقب داد.در ادامه ایشان را شارلاتان و دروغگو خطاب داد.اقای امیری به شدت همه را شرمنده خود کرد. دوست عزیزاین چه گفتاری است؟.شما تنها جریان خودتان را منتهی الیه تمام گروه ها در ایران و جهان میدانید.میگویید ۱۶ اذر را ما برگزار کردیم و چپ رادیکال میخواست با لیرالها سازش کند و در سر در خیابان تجمع کند.من اینجا در دفاع از چپ رادیکال سخن نمیرانم.با بعضی رفتارهای انها نیز در ان روز مثل نصایح پدرانه سعید حیبیبی مخالفم.ولی انصافا ان روز افرادی چون مرتضی اصلاحچی و یا بهروز کریم زاده فعالتر از امثال شما بودند.دوستان بچه های چپ رادیکال را بیشتر از شما دیدند. و جریانات دیگری هم که بودند طرفداران حزب کمونیست کارگری بودند.ضمن انکه امثال اصلاحچی و بهروز کریم زاده به وزارت اطلاعات فراخوانده شدند.شما میگویید چپ کارگری (جریان مجازی خویش)اول می را برگزار کرد و کسانی که خودشان را چپ کارگری میدانستند دستگیر شدند.خدمت دوست عزیز باید بگویم اینکه کسی میگوید من چپ کارگری هستم دلیلی برای این امر نیست که حرف او را درست ارزیابی کنیم.یکی از همین افرادی که میگویی یکی از انها یعنی اقای روزبهان امیری به طور علنی به من گفت که من از جانب راست و دموکراتیک به حزب کمونیست کارگری نقد دارم.او برای نقد حزب به این اشاره کرد که چرا مثلا جلایی پور و گنجی را در کنفرانس برلین هو کردید و افشا کردید؟.ایا اقای امیری اینجا میتوانند ادعا بکنند که ایشان در حال تبلیغ چپ کارگری هستند.دوست عزیز به ما بگویید چپ کارگری در حال حاضر چه کسانی را در بر مگیرد و چه تفاوتهایی با کمونیزم کارگری دارد؟ چگونه اقای روزبهان امیری به شدت علیه قدرت گرفتن چپ می ایستد ولی اقای کیوان امیری ایشان را چپ کارگری میداند و بعد پیکار را به دلیل انکه به دنبال قدرت نبود چپ رادیکال مینامد؟(من سرگیجه گرفتم.از چنین تعریفی از ایشان)اعتراف میکنم من از مطلب ایشان یعنی تعریف و تبیین چپ کارگری لذت بردم ولی به نظر میرسد اقای امیری در حال فرقه سازی و مرز بندی خود با تمام دنیا است.(چیزی هم که است ایشان همیشه به توهین میپردازند و فکر میکنم نفر بعدی نیز من باشم) .حتی دیگر هیچ کس را قبول ندارد و خود را مولف چپ کارگری میداندو کمونیستهای کارگری را مشتی شارلاتان و هوچی گر که در جواب مخالفان فحش میدهند معرفی میکند.من نمیخواهم بگویم منصور حکمت صاحب کمونیزم کارگری است و از این عنوان بدم می اید(و برخلاف ایشان این که ما به مذهب گرایی رسیده ایم را یک شوخی میدانم) ولی فکر کنم هرکسی مطلب ایشان را بخواند متوجه میشود که تعاریف اقای امیری به تعاریف کمونیزم کارگری میخورد.خیلی سخت است باور کنیم اگر منصور حکمت نبود ایشان به چنین کشفیاتی میرسیدند.این چیزی نیست که بتوان کتمان کرد.هیچ منیتی نیست.اقای امیری و دیگران بسیاری از نظرات حکمت را میخوانند به احزابش فحش میدهند ولی همانمها را طوطی وار تکرار میکنند.اگر منصور حکمت نبود اقای امیری درباره ضروریات رسیدن به تقی شهرام شدن بحث میکرد. اما حال ایشان دیگران را فرقه گرا و هوچی گیر میدانند و عده دیگری را متعفن نام گذاری میکنند و خود را.........اقای امیری مگر شما در همین دنیا و با همین افراد زندگی نمیکنید؟چرا اینقدر حصار بندی و مرز کشی های تمام فرقه ای و انهم بدون برنامه میکنید؟حتی انهایی که هیچ ربطی به چپ کارگری ندارند را در جبهه خویش میدانید.در حالی که از تعاریف اینها چپ منفعل و دموکراتیک از سرو رویش بیرون میریزد. در جایی دیگردر نقد مذهب من فکر نمیکنم هیچ کس مثل کمونیستهای کارگری در نقد مذهب و صنعت مذهب کمتر نوشته باشند.اولین کسانی که از سکولاریسم حرف میزدند همین کسانی هستند که شما انها را میکوبید و میگویید نقد مذهب ما با نقد مذهب شما فرق میکند.ان زمان که همه جریانات چپ ان را کفر امیز میدانستند نقد کمونیزم کارگری و منصور حکمت به مذهب ادامه داشت.شما میگویید حزب کمونیست کارگری فرقه گرا است.درود بر شما ،میتوانم بپرسم کدام جریان تمام اخبارهای درونی خویش را منتشر میکند؟تمام اختلافات را بروز میکند؟از حقوق پناهندگان دفاع میکند.ازادی کامل زن را خواستار است.کودکان را مقدم همگان میشمارد؟دوست عزیز لطفا به زبان فارسی سلیس فرقه گرایی را تعریف کنید؟.
دوست عزیز شما خود با این کارتان نفر اول یک فرقه ای را نشان میدهید؟دریغ از یک نقد اصولی که بتوان ان را نشان از قدرت بیان شما دانست.هرچه میخواهید میگویید و انتظار دارید به شما مدال افتخار برای این کشفیات بدهند.در مورد اقای علی اشرف درویشیان بی شک جوابهای سطحی اقای قزوینی و اقای امیری نمیتواند کسی را متوجه کند که منظور چیست؟نه اقای قزوینی متوجهمان کرد که ناراحتی به دلیل بیماری یک نویسنده کجایش مشکل دارد و نه اقای امیری بعد از کلی مدح و تعریف چپ کارگری ما را به این نتیجه رسانید که اقای درویشیان که هیچ گاه در دفاع از انقلاب کارگری و سوسیالیسم سخنی نرانده چرا بایدنویسنده طبقه کارگر باشد؟شما خودتان متاسفانه پرت و پلاتر از اقای قزوینی گفتید؟راحت خلاص میکردید که ما ضمن نقد اقای درویشیان به ایشان علاقه داریم و این به شک درست است.اما این که اقای امیری اصرار کنند که نه درویشیان جزو طبقه کارگر است دیگر نشان از این میدهد که این اقا نمیخواهد به یک سو تفاهمی هم که پیش امده اعتراف کند.اقای امیری بازی بدی را انتخاب کردید.شما فرد عزیزی هستید،با این نوشتارها خودتان را کوچک نکنید.این طور که راه میروید هیچ کس به شما سلام نیز نمیکند چه برسد به این حرفهای شما جواب بدهد.در مورد برخورد با چپ رادیکال نیز بدانید این گونه حملات و این عنوان که بخواهید انها را بکوبید جریان چپ را به شدت حاشیه ای میکند.اقای امیری به جای انکه به پیمان پیران بگوییدخودتان ابتدا یک لیوان اب بنوشید و تا ده بشمارید که :
کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
مطلب ایشان را اینجا بخوانید
